تبليغاتX
تحریریه ی اینترنتی

تحریریه ی اینترنتی

بدانید که کمال دین در کسب علم و عمل کردن به آن است. حضرت علی (ع)

لحظه ای تفکر

سلام . دوست دارم یه لحظه به این جمله فکر کنید:

آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران میکنی

آنگاه که شمع های امید کسی را خاموش میکنی

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری

آنگاه که تظاهر به دیدن خدا میکنی و بنده خدا را نادیده میگیری

میخواهم بدانم دستانت را رو به سوی کدام آسمان دراز میکنی و برای خوشبختیت دعا میکنی؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 0:9  توسط صبا & المیرا  | 

دکتر علی شریعتی

سلام .امروز میخوام چند تا بیام قشنگ از بیام های دکتر شریعتی بزارم امیدوارم خوشتون بیاد

-لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از این که لحظه ها همان خوشبختی بودن

-زندگی را به بیداری بگذرانیم که سال ها به اجبار خواهیم خفت

-در عجبم از مردمی که خود زیر چنگال ظلم زندگی میکنند و بر حسینی میگریند که آزاده زیست

-علامت اینکه جامعه ای از لحاظ فکری رشد کرده باشد این است که قدرت تحمل عقیده مخالف را داشته باشد(چیزی که تو جامعه ما صدق نمیکنه!!!!!!!!!)

-عاشق معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را

-اگر میخواهی گرفتار هیچ دیکتاتوری نشوی یک کار بکن:بخوان بخوان بخوان

-تنها فضیلتی که انسان بر همه ی موجودات دارد اراده ی اوست

-در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکن

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 18:45  توسط صبا & المیرا  | 

روبان های رنگارنگ...

 
به نام خداوند جان و خرد
 
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشد
امروز مطلبی رو می ذاریم که شاید خیلی از افراد با اون روبه رو باشند
بیماری هایی که در جهان وجود دارد و یک رنگ نماد آن ها شده
و برای همه بیماران شفای عاجل را از خداوند بزرگ خواستاریم
..............................................................................................................................
روبان های رنگی
روبان‌های رنگی در واقع سمبل نگرانی‌های بشر یا آگاهی دهنده و یادآوری کننده موضوعی خاص هستند. برای مثال روبان مشکی علامت سوگواری و عزاداری است و یا شاید شناخته شده ترین آنها در زمینه بیماری‌ها، روبان قرمز، سمبل بیماری ایدز باشد.
 
شایع ترین استفاده از روبان‌های رنگی در زمینه سیاست، استفاده از روبان قرمز برای یادآوری “انقلاب اکتبر” یا استفاده از روبان نارنجی برای “انقلاب نارنجی اوکراین” است.

لازم به ذکر است که بیشترین استفاده از روبان‌های رنگی برای آگاهی دادن در زمینه بیماری‌ها و سلامت عمومی است.

لیست زیر حاوی رنگ‌ها و طرح‌های مختلف روبان‌ها و معانی رایج آنها ست و ممکن است یک روبان دارای معانی مختلفی باشد.

روبان سفید: نماد صلح و آرامش در کره زمین، قطع خشونت علیه زنان، قربانیان تروریسم، سرطان استخوان

روبان زرد: نماد مبارزه با خودکشی، سرطان رحم، سرطان و بیماری های کبد

روبان لیمویی: نماد بیماری لنفوما

روبان صورتی: سمبل و نماد سرطان سینه، سرطان های دوران کودکی

روبان قرمز: سمبل بیماری AIDS، بیماری های قلبی، سوء مصرف مواد

روبان قرمز شرابی: نماد بیماری میلوم مولتیپل، آنوریسم مغزی، ناهنجاری های عروقی

روبان ارغوانی: نماد سرطان پانکراس، سرطان بیضه، سرطان تیروئید، بیماری آلزایمر

روبان نارنجی: نماد بیماری لوسمی، کوناگونی فرهنگی، مبارزه با گرسنگی در جهان

روبان آبی: نماد مبارزه با اعتیاد دوران کودکی، بیماری آرتریت

روبان آبی روشن: نماد سرطان پروستات، لنف ادما، اختلالات تغدیه‌ای

روبان سبز: نماد بیماری ها و سرطان کلیه، بیماری های لنفاوی، عقب افتادگی ذهنی، اختلال شخصیتی دو قطبی، فلج مغزی

روبان سیاه: نماد بیماری ملانوما، نماد سوگواری

روبان خاکستری: نماد بیماری‌ها و سرطان ریه، بیماری‌ها و سرطان‌ها و تومورهای مغزی، بیماری پارکینسون، بیماری MS، دیابت

روبان قهوه‌ای: نماد سرطان کولون، مبارزه با تنباکو

روبان نقره‌ای: مبارزه با اعتیاد دوران سالمندی، نماد سکته

روبان سیاه و آبی: نماد از دست دادن یکی از بستگان مذکر(برادر، پدر، عمو، …)

روبان سیاه و صورتی: نماد از دست دادن یکی از بستگان مونث(خواهر، مادر، …)

روبان سیاه و زرد طلایی: نماد اهداء پلاکت خون

روبان سیاه و قرمز: نماد قربانیان قتل

روبان سیاه و سفید: نماد مبارزه با نژادپرستی

روبان آبی و زرد طلائی: نماد کنار آمدن با سرطان

روبان آبی و سفید: نماد سرطان های دوره نوجوانی

روبان آبی و زرد: نماد سندرم داون

روبان آبی روشن و ارغوانی: نماد سندرم روده تحریک پذیر

روبان زرد طلائی و نقره‌ای: نماد ناتوانی های شنوایی

روبان صورتی و آبی: نماد سقط جنین، اختلالات دوران تولد، زایمان زودرس

روبان ارغوانی و زرد: نماد هپاتیت اتوایمیون، جراحت های شیمیایی

روبان قرمز و آبی: نماد بیماری ها و اختلالات قلبی مادرزادی، سندرم نانون

روبان قرمز و سفید: نماد هپاتیت C
 
منبع
 
........................................................................
خدانگهدار
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 15:17  توسط صبا & المیرا  | 

سلام ...پس از دو فصل

به نام کسی که جهان را...

آفرید

سلام

شهادت امام هادی (ع) رو خدمت شما تسلیت عرض میکنم

آخرین مطلبی که گذشتیم توی پاییز بود

اما انشاءا... جبران میکنیم

..................................................................................................................................

اعتبار مردم در دنيا به مال است و در آخرت به عمل.

فروتنی در آن است كه با مردم چنان كنی كه دوست داری با تو چنان باشند .

نارضایتی پدر و مادر ، كم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می كشاند .

هر كه بر طریق خداپرستی محكم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبك آید، گر چه تكه تكه شود.

اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت .

امام هادی (ع)

................................................

منبع:

www.loghman.info

..................................................

خدانگهدار


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 17:24  توسط صبا & المیرا  | 

پائیز با چند داستان...

به نام خدا

سلام

خوبین؟

کم کم داره بوی پائیز میاد و مدرسه ها....به به

خب از این به بعد من هم کمتر از  گذشته در خدمت شما هستم

برای امروز چند تا داستان میذاریم

..............................................................................

"خدایا شکرت"

روی نیمکت پارک نشسته بود و به لباسهای کهنه فرزندش و تفاوت او با بچه های دیگر نگاه میکرد، ماشین گران قیمتی جلو پارک ایستاد و مرد شیک پوشی از آن پیاده شد و با احترام در ماشین را برای همسرش که پسرکی در آغوش داشت باز کرد.

با حسرت به آنها نگاه کرد و از ته دل آه کشید.

آنها کودک را روی تاب گذاشتند.

خدایا! چه می دید! پسرک عقب مانده ذهنی بود.

با نگاه به جستجوی فرزندش پرداخت، او را یافت که با شادی از پله های سرسره بالا می رفت.

 چشمانش را بست و از ته دل خدا را شکر کرد.

.......................................................................

"اسکناس مچاله"

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

دست همه حاضرین بالا رفت.

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.

........................................................................

"خدا هست..."

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.

استاد پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ کسی پاسخ نداد.

استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ دوباره کسی پاسخ نداد.

استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟ برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت: با این وصف خدا وجود ندارد.

دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت کردند.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی چیزی نگفت.

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟

وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد.

منبع:

www.poyandeh.com

........................................................

تا بعد خدا نگهدار

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 20:3  توسط صبا & المیرا  | 

وبلاگ جدید

به نام خدا

سلام

عیدتون مبارک

طاعاتتون قبول

این وبلاگ تازه راه افتاده

اگه دوست داشتید ببینیدش

www.astrology-math.blogfa.com

********************وبلاگ نجوم و ریاضیات******************************

خوشحال میشم اونجا هم ببینمتون

*********************نجوم**********************

********************ریاضیات**************************

****************زتدگی نامه دانشمندان و مفاخر ایران و جهان******************

اولین آپ زندگینامه ی ریاضیدان و منجم بزرگ ایرانی،کاشف عدد پی،نویسنده مفتاح الحساب و ...

****************غیاث الدین جمشید کاشانی*********************

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 21:1  توسط صبا & المیرا  | 

تنها یک جمله...!!!

به نام خدا

سلام

............................................................

امروز فقط یک جمله میذارم ولی بیاین بهش فکر کنیم

............................

همیشه آرزوهاتو یه جا بنویس...خدا هیچ وقت فراموش نمیکنه...ولی ما یادمون میره چیزایی که الان داریم روزی آرزومون بودن....!!!!!!!!!!!

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 0:4  توسط صبا & المیرا  | 

ماه ضیافت الهی

به نام خدا

سلام

طاعاتتون قبول

امروز یه سری حدیت بسیار زیبا میذاریم

....................................................................................................

 

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

امام صادق عليه السلام فرمود

يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

امام صادق عليه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

منبع:

www.mahmood20062.blogfa.com

................................................................

موقع افطار و سحر فراموشمون نکنین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 10:21  توسط صبا & المیرا  | 

ضرب المثل و اصطلاح

به نام نام زیبای او

سلام سلام

خوبین؟

نظرا کم شده ها!!!!!!!!!!!!!

به هر حال بسیار ممنون از نظراتتون

همون طور که قول داده بودیم

امروز میخوایم یک سری ضرب المثل و اصطلاح براتون بذاریم

.....................................................................................

A dark horse  آب زیر کاه

Leave well enough alone  سری رو که درد نمیکنه دستمال نمیبندند

Aclear conscience fears no accusation  آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

In the long run right will come  حق به حقدار میرسهFlower

Bless you  عافیت باشه

Heart speaks to heart   دل به دل راه داره.

Hard to please    نازک نارنجی

..............................................

به قول صبا "بای تا های"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 17:11  توسط صبا & المیرا  | 

عکس,رز,عروسک

به نام خدا

سلام

حال شما ؟؟؟؟

خوبین؟خوشین؟

امروز یک داستان خیلی خیلی زیبا براتون داریم

امیدوارم لذت ببرین

........................................................

وارد فروشگاه شدم کریسمس نزدیک بود. با عجله به قسمت اسباب بازیها رفتم. دنبال یک عروسک زیبا برای نوۀ کوچکم می گشتم. می خواستم برای کریسمس گرانترین عروسک فروشگاه را برایش بخرم. پسر بچۀ کوچکی را دیدم که عروسک زیبایی را در آغوش گرفته بود و موهایش را نوازش می کرد.

در این فکر بودم که عروسک را برای چه کسی می خواهد. چون پسر بچه ها اغلب به اسباب بازیهایی مثل ماشین و هوا پیما علاقه دارند. پسر پیش خانمی رفت و گفت: عمه جان مطمئنی پول ما برای خرید این عروسک کافی نیست؟ و عمه اش با بی حوصلگی گفت: گفتم که پولمان کم است و سپس رفت تا چند شمع بخرد. پسر عروسک را در آغوش گرفته بود و دلش نمی آمد آن را برگرداند. با دودلی پیش آن رفتم و گفتم: پسر جان این عروسک را برای چه می خواهی؟

جواب داد: من و خواهرم چند بار به اینجا آمدیم. خواهرم همیشه آرزو داشت بابانوئل شب کریسمس این را برایش بیاورد.

_ خوب شاید بابا نوئل این کار رو بکند.

_ نه، بابانوئل نمی تواند به جایی که خواهرم رفته برود باید این را به مادرم بدهم تا برای او ببرد.

_ مگر خواهرت کجاست؟

_ او پیش خدا رفته پدرم می گوید که مادر هم می خواهد به آنجا برود تا او تنها نباشد.

انگار قلبم از تپیدن ایستاد! پسر ادامه داد: من به پدرم گفتم تا از مامان بخواهد تا برگشتن من از فروشگاه منتظر بماند. بعد عکس خودش را نشانم داد و گفت: این عکسم را هم به مامان می دهم تا فراموشم نکند من مامان را خیلی دوست دارم اما پدرم می گوید که خواهرم تنهاست و او باید پیش او برود و سرش را پائین انداخت. به آرامی دستم را به جیبم بردم و یک مشت اسکناس بیرون آوردم. از او پرسیدم: می خواهی یک بار دیگر پولهایت را بشماریم شاید کافی باشند؟ او با میل پولها را به من داد: فکر نمی کنم، عمه چند بار آنها را شمرد ولی خیلی کم است. من شروع به شمردن پولها کردم و گفتم: اما اینها که خیلی زیاد هستند حتما می تونی عروسک بخری. پسر با شادی گفت: آه خدایا متشکرم که دعای مرا شنیدی!

بعد رو به من کرد و گفت: مادرم من عاشق رز سفید است با این پول که خدا فرستاده می توانم برای او گل هم بخرم؟ اشک در چشمانم پر شد بدون آنکه او را نگاه کنم گفتم: بله عزیزم هر چقدر که دوست داشتی برای مادرت گل بخر. چند دقیقه بعد عمه پسرک برگشت و من سریع خودم را در جمعیت پنهان کردم و از آنها فاصله گرفتنم. ناگهان به یاد خبری افتادم که هفتۀ پیش در روزنامه خوانده بودم: کامیونی با یک مادر و دختر تصادف کرده بود. دختر در جا کشته شده بود و حال مادر هم بسیار وخیم بود.

فردای آن روز به بیمارستان رفتم اما زن جوان شب پیش از دنیا رفته بود! اصلا نمی دانستم که حادثه به پسرک مربوط می شود یا نه. حس عجیبی داشتم بی هیچ دلیلی به کلیسا رفتم. در مجلس ترحیم کلیسا تابوتي گذاشته بودند که رویش یک عروسک، چند شاخه رز سفید و یک عکس بود...

 

منبع:

www.poyandeh.com

...............................................

خدانگهدار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 19:19  توسط صبا & المیرا  |